ترجمه "siervo" به فارسی

برده, رعیتداری, زر خرید بهترین ترجمه های "siervo" به فارسی هستند.

siervo noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • برده

    noun

    Elías es arrebatado en una tempestad de viento, y Eliseo, su siervo, ocupa su puesto de profeta.

    همچنین در همان دوران بود که یَهُوَه ایلیّا را در گردبادی به آسمان برد، و اَلِیشَع به عنوان نبی جانشین او شد.

  • رعیتداری

  • زر خرید

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " siervo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "siervo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه