ترجمه "signo" به فارسی
ارائه, علامت, نشانه بهترین ترجمه های "signo" به فارسی هستند.
signo
noun
verb
masculine
دستور زبان
Elemento característico que permite referirse a cualquier cosa o cualquier persona. [..]
-
ارائه
nounY al presentar su trabajo, olvídense de los signos de "bala".
و هنگامی که کارتان را ارائه می دهید، آنها را بصورت یک لیست ارائه نکنید.
-
علامت
nounElemento característico que permite referirse a cualquier cosa o cualquier persona.
Estoy casi segura de que puse signos de interrogación junto a tu nombre.
خیلی مطمئنم که جلوی اسمت علامت سوال گذاشتم.
-
نشانه
nounconcepto base de la semiótica
Estos osos ya están dando signos de estrés por la desaparición del hielo.
این خرس ها نشانه های اضطراب ناشی از ناپدید شدن یخ ها را نشان می دهند.
-
نمایش
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " signo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "signo" با ترجمه به فارسی
-
رفلکس کف پا
-
علامت جمع
-
انگ · علامت تجارتی
-
علامت تعجب · علامت تعجیب
-
برج های فلکی
-
علائم حیاتی
-
علامت تساوی · علامت مساوی
-
نشان بخش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن