ترجمه "silla" به فارسی
زین, صندلی, کرسی بهترین ترجمه های "silla" به فارسی هستند.
Mueble compuesto por un asiento, patas, espaldar, y algunas veces reposa-brazos, que sirve pera que una persona se siente. [..]
-
زین
nounAsiento para un jinete colocado en la espalda de un caballo u otro animal.
La silla apestó a niño de carnicero por semanas.
زین اسبم هفته ها بوی اون پسر قصاب رو می داد
-
صندلی
nounmueble para sentarse [..]
La silla está descompuesta: más vale que consigas a alguien que la arregle.
صندلی شکسته است. بهتر است آن را به کسی بدهی تا برایت تعمیر کند.
-
کرسی
noun
-
ترجمه های کمتر
- صندلی الکتریکی
- صندلی برقی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " silla " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Silla (Corea)
"Silla" در فرهنگ لغت اسپانیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Silla در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "silla"
عباراتی شبیه به "silla" با ترجمه به فارسی
-
اسبهای سواری
-
صندلی تاشو
-
راگبی با ویلچر
-
صندلی الکتریکی · صندلی برقی
-
صندلی راحتی
-
صندلیبازی
-
بسکتبال با ویلچر
-
ویلچر