ترجمه "simple" به فارسی
ساده, ابتدایی, ابله بهترین ترجمه های "simple" به فارسی هستند.
simple
adjective
noun
masculine
دستور زبان
single (disco de vinilo de 2 canciones) [..]
-
ساده
adjectiveLa física cuántica es demasiado difícil para que lo entienda un simple mortal.
برای یک آدم فناپذیر ساده، فیزیک کوانتومی بیش از اندازه سخت است.
-
ابتدایی
adjectivePara ello agarraron algunos elementos muy simples, como ven,
همونطور که می بینید، از وسایلی بسیار ابتدایی استفاده کردن
-
ابله
noun
-
ترجمه های کمتر
- احمق
- بچه ناقص الخلقه
- خاک
- خنگ
- ساده لوح
- شیرین
- لخته
- مقدماتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " simple " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "simple" با ترجمه به فارسی
-
تبخال
-
شرکت مختلط غير سهامى
-
زمان ماضی
-
زمان حال ساده در زبان انگلیسی
-
ویکیپدیای انگلیسی ساده
-
چندریختی تک-نوکلئوتید
-
ماشینهای ساده
-
زمان گذشته ساده در زبان انگلیسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن