ترجمه "sobrecarga" به فارسی
اضافه بار, پردازش سربار بهترین ترجمه های "sobrecarga" به فارسی هستند.
sobrecarga
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
اضافه بار
nounUno de los acoplamientos delanteros se ha desconectado porque está detectando la posibilidad de una sobrecarga fatal.
يکي از اتصالات احتملا بخاطر اضافه بار در رفته
-
پردازش سربار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sobrecarga " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sobrecarga" با ترجمه به فارسی
-
سرریز دادهها
-
برق گیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن