ترجمه "soldador" به فارسی
جوشکار, هاويه, هویه بهترین ترجمه های "soldador" به فارسی هستند.
soldador
noun
masculine
دستور زبان
-
جوشکار
persona especializa en soldar
Ven aquí a una chica que se forma como soldadora.
شما اینجا دختری را میبینید که به عنوان یک جوشکار تربیت شده است.
-
هاويه
-
هویه
no le voy a dar un soldador.
اگه بخوام به دخترم الکترونیک یاد بدم، نمیام بهش هویه لحیم کاری بدم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " soldador " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "soldador"
عباراتی شبیه به "soldador" با ترجمه به فارسی
-
هویه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن