ترجمه "soldar" به فارسی
جوش دادن, لحیم کردن بهترین ترجمه های "soldar" به فارسی هستند.
soldar
verb
دستور زبان
-
جوش دادن
verb -
لحیم کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " soldar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "soldar"
عباراتی شبیه به "soldar" با ترجمه به فارسی
-
hoquq · اجر · اجرت · حقوق · حقوق ماهیانه · دخل · درآمد · دسترنج · دستمزد · مزد · مواجب · پاداش · کار مزد · کارمزد
-
سرباز حرفهای
-
لحیم
-
سرباز وظیفه
-
مبلغ جزئی · چندرقاز
-
یک دسته سرباز
-
سالدات · سرباز · سربازشدن · سربازى كردن · سپاهي · سپاهی · نظامي · نظامي شدن
-
سرباز وظیفه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن