ترجمه "sortija" به فارسی
حلقه, انگشتر بهترین ترجمه های "sortija" به فارسی هستند.
sortija
noun
feminine
دستور زبان
-
حلقه
nounNo debí dejar que me convencieras de Comprar esta tonta sortija en la máquina de los dulces.
باورم نميشه منو راضي کردي که اين حلقه زشتِ که شبيه آدامس بادکنکيه رو بخرم.
-
انگشتر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sortija " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "sortija"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن