ترجمه "suelo" به فارسی
خاک, زمین, اساس بهترین ترجمه های "suelo" به فارسی هستند.
suelo
noun
verb
masculine
دستور زبان
superficie a cota 0 para pisar [..]
-
خاک
nounparte superficial alterada de la corteza terrestre
Se supone que ustedes no deben operar en suelo norteamericano.
شما نبايد توي خاک آمريکا عمليات انجام بدين.
-
زمین
nounTus lentes se cayeron al suelo.
عینک شما افتاد زمین.
-
اساس
nounOdiaría que ella me juzgara por lo que yo solía ser.
منم خوشم نمياد که اون بر اساس کسي که قبلاً بودم در موردم قضاوت کنه
-
ترجمه های کمتر
- فرش
- قسمت نهایی
- كف
- پشت
- کف
- کف زمین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suelo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Suelo
-
حرکات زمینی
تصاویر با "suelo"
عباراتی شبیه به "suelo" با ترجمه به فارسی
-
شوری خاک
-
خواص شیمیایی-فیزیکی خاک · خواص فيزيكوشيميايي خاك · خواص فيزيكي خاك · علم فيزيک خاک
-
فاكتورهاي خاك · فاکتورهای خاکی
-
خاکپوشانی · ريشهپوشاني
-
خواص شیمیایی-فیزیکی خاک · خواص فيزيكوشيميايي خاك · خواص فيزيكي خاك · علم فيزيک خاک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن