ترجمه "suelto" به فارسی
لق, منتظر دستور, ول بهترین ترجمه های "suelto" به فارسی هستند.
suelto
adjective
masculine
دستور زبان
dinero suelto en monedas [..]
-
لق
Le gusta atar los cabos sueltos.
اون دوست داره دندون هاي لق رو بکنه
-
منتظر دستور
adjective -
ول
adjectiveLe dije que no soltara la cuerda, pero eso fue lo que hizo.
من به او گفتم آن طناب را ول نکند، ولی او این کار را کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suelto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "suelto" با ترجمه به فارسی
-
خاکهای پاشنده
-
پرداختن
-
چسیدن · گوزیدن
-
سد خاکی
-
باز كردن · رها کردن · منتفی کردن · پرداختن
-
کشیدن و رها کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن