ترجمه "sumo" به فارسی
سومو ترجمه "sumo" به فارسی است.
sumo
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
sumo ( bebida de alguna fruta) [..]
-
سومو
tipo de lucha libre
Ahora veo por qué le gusta el Sumo.
حالا ميفهمم كه چرا شما سومو رو دوست داريد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sumo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "sumo"
عباراتی شبیه به "sumo" با ترجمه به فارسی
-
جمع کل · مجموع
-
چکسام
-
افزوده
-
اسقف بزرگ · رئیس روحانی · سرپرست · شیخ · پیشوا · کشیش ارشد · کشیش اعظم
-
بازی مجموع-صفر
-
جمع زدن · شدن · کلی کردن
-
جمع · جمع کل · مبلغ · مجموع · مقدار
-
چکسام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن