ترجمه "suscriptor" به فارسی
شرکت کننده, مشترک بهترین ترجمه های "suscriptor" به فارسی هستند.
suscriptor
noun
masculine
دستور زبان
-
شرکت کننده
noun -
مشترک
nounCreen que soy un suscriptor que quiere mandar una propina.
فکر ميکنن من مشترک روزنامه ـشون هستم ميخوام واسش انعام بفرستم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suscriptor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "suscriptor" با ترجمه به فارسی
-
شماره دسترسی مشترک
-
سیمکارت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن