ترجمه "talle" به فارسی
دور کمر, میان, میان تنه بهترین ترجمه های "talle" به فارسی هستند.
talle
verb
masculine
-
دور کمر
noun -
میان
nounCuando el tallo brotó y produjo fruto, entonces apareció también la mala hierba”.
وقتی گندم سبز شد و خوشه آورد، علفهای هرز هم در میان آنها نمایان گشت.»
-
میان تنه
noun
-
ترجمه های کمتر
- کمر
- کمربند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " talle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "talle"
عباراتی شبیه به "talle" با ترجمه به فارسی
-
منبتکاری
-
تراش دار
-
اندازه سینهبند
-
حشرات ساقهخوار · ساقهخوارها
-
برآورده کردن
-
تراشیدن
-
چاپ هلیوگراور
-
قامت · قد · قدر وقیمت · پیکر تراشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن