ترجمه "tan" به فارسی
به, چنین بهترین ترجمه های "tan" به فارسی هستند.
tan
adverb
Del mismo nivel o grado. [..]
-
به
adjective adposition nounUna cadena es tan fuerte como el más débil de sus eslabones.
استحکام زنجیر به اندازه ضعیفترین حلقه آن است.
-
چنین
adjective adverbJamás había visto una puesta de sol tan espléndida.
هرگز چنین غروب زیبائی ندیده بودم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tan"
عباراتی شبیه به "tan" با ترجمه به فارسی
-
ای کاش · کاش · کاشکی
-
ای کاش · کاش · کاشکی
-
هرچه زودتر
-
به محض · همین که
-
به محض · همین که
-
به محض · همین که
-
به محض · همین که
اضافه کردن مثال
اضافه کردن