ترجمه "tapa" به فارسی
پوشش, در, درپوش بهترین ترجمه های "tapa" به فارسی هستند.
tapa
noun
verb
feminine
دستور زبان
pequeña porción de comida que se toma como aperitivo acompañando a una bebida [..]
-
پوشش
nounSe estaba ahogando, así que aflojé la tapa un poquito.
بيچاره نميتونست نفس بکِشه ، بخاطره همين پوشش اشو برداشتم
-
در
noun verb adpositionLa tapa se cierra, y se limpia automáticamente.
در بسته می شود، و خودش را می شورد.
-
درپوش
nounLogró abrir la tapa, pero no levantó la pesada lápida.
موفق شد درپوش رو باز کنه ، ولي از پس سنگ قبر بر نيومد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tapa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tapa"
عباراتی شبیه به "tapa" با ترجمه به فارسی
-
تاپس (سرده)
-
لوبيا مرمري · لوبيا چشمبلبلي · لوبياهاي كاستيلا · لوبیاهای چشمبلبلی
-
کیپ
-
بستن · قالب زدن · ماست مالی کردن · پنهان کردن · گنجانیدن
-
تاپس
-
نوارچسب · چسب نواری
-
کیپ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن