ترجمه "tara" به فارسی
اسیب, نقص بهترین ترجمه های "tara" به فارسی هستند.
tara
noun
feminine
دستور زبان
malo en algun juego
-
اسیب
noun -
نقص
nounUna posible tara en mi programación.
نقص در سيستم برنامه نويسي من
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tara " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tara" با ترجمه به فارسی
-
آرد گوشفيل
-
تارح
-
ماشینهای بوجاری بذر
-
كوكويام · گوشفیل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن