ترجمه "tarifa" به فارسی
اجرت, تعرفه, خدمت بهترین ترجمه های "tarifa" به فارسی هستند.
tarifa
noun
feminine
دستور زبان
Lista o escala de cargos clasificada por bienes o servicios de una entidad privada o pública.
-
اجرت
noun -
تعرفه
nounLos Estados Unidos y Europa nos dan una tarifa del cero por ciento.
ایالات متحده و اروپا باید به ما تعرفه صفر درصد بدهند.
-
خدمت
noun
-
ترجمه های کمتر
- دستمزد
- سرعت
- ماموریت
- مزد
- پردازانه
- پول
- کار
- کرایه سفر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tarifa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tarifa" با ترجمه به فارسی
-
قیمتگذاری ازدحام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن