ترجمه "templo" به فارسی
کده, خیمه, معبد بهترین ترجمه های "templo" به فارسی هستند.
templo
noun
verb
masculine
دستور زبان
Casa de culto y de actividades espirituales.
-
کده
nounCasa de culto y de actividades espirituales.
-
خیمه
noun -
معبد
" No hay noticias de los otros templos.
از معابد ديگر خبري نيست
-
ترجمه های کمتر
- پرستشگاه
- کنیسه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " templo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "templo"
عباراتی شبیه به "templo" با ترجمه به فارسی
-
بازپخت · ولرم
-
زونهاي معتدل · مناطق معتدل
-
سخت کردن سطحی
-
میوههای معتدله
-
معبد وداع
-
معبد خورشید
-
معبد ست
-
جنگلهای معتدله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن