ترجمه "temporal" به فارسی
طوفان, امتحانی, باد بهترین ترجمه های "temporal" به فارسی هستند.
temporal
adjective
noun
masculine
دستور زبان
lluvia muy fuerte [..]
-
طوفان
noun -
امتحانی
adjective -
باد
noun
-
ترجمه های کمتر
- تجربی
- تند باد
- زمانی
- شرطی
- مشروط
- موقت
- موقتي
- موقتی
- کولاک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " temporal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "temporal" با ترجمه به فارسی
-
عضله گیجگاهی
-
زراعت دیم
-
سری زمانی
-
استخوان گیجگاهی
-
زراعت دیم
-
مقیاس زمانی زمینشناسی
-
مکانهای اقامتی
-
چراگاههاي گذرا · چراگاههای موقتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن