ترجمه "tenso" به فارسی

سخت, سفت بهترین ترجمه های "tenso" به فارسی هستند.

tenso adjective verb masculine دستور زبان

Que muestra señales de tensión; no relajado. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سخت

    adjective

    Cuando sea la hora, me iré por lo que no te pongas tan tenso.

    وقتش که برسد درست تکان میخورم پس خیلی سخت نگیر

  • سفت

    adjective

    Estirado, forzado hacia algo.

    y preparándonos para actuar, por eso los músculos se tensan o se relajan.

    احساسات ما را آماده برای حرکت میکنند برای همین عضلات سفت یا آزاد میشوند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tenso " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tenso" با ترجمه به فارسی

  • سفت
  • بستن · تشدید یافتن · سفت شدن
اضافه کردن

ترجمه های "tenso" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه