ترجمه "terapia" به فارسی

درمان, درمان بیماری, معالجه بهترین ترجمه های "terapia" به فارسی هستند.

terapia noun feminine دستور زبان

El tratamiento de desórdenes o de enfermedades físicas, mentales o sociales.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • درمان

    noun

    tratamiento médico

    Pero ahora que empieza la terapia debería estar sola.

    ولي حالا درمان داره شروع ميشه و من بايد تنها باشم.

  • درمان بیماری

  • معالجه

    noun

    Luego de que esto termine, voy a necesitar una seria terapia.

    مي دوني قبل از اينکه اين قضيه تموم بشه ، بايد کل بدنم رو يه معالجه جدي بکنم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " terapia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "terapia" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "terapia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه