ترجمه "tigre" به فارسی

ببر, ببرها, babr بهترین ترجمه های "tigre" به فارسی هستند.

tigre noun masculine دستور زبان

trabajo ocacional [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ببر

    noun

    گونهای از پلنگیان

    John capturó a un tigre y le disparó a dos leones.

    جان یک ببر را کشت و به دو شیر شلیک کرد.

  • ببرها

    Es bueno que los tigres sientan que buscan comida, como al estar libres.

    اينکار واسه ببرها خوبه ، چون احساس مي کنن دارن توي جنگل دنبالِ شکار مي گردن.

  • babr

  • ترجمه های کمتر

    • qaplan
    • šatarb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tigre " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tigre

Tigre (partido)

+ اضافه کردن

"Tigre" در فرهنگ لغت اسپانیایی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Tigre در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "tigre"

عباراتی شبیه به "tigre" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tigre" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه