ترجمه "timo" به فارسی
تیموس, غده تیموس بهترین ترجمه های "timo" به فارسی هستند.
timo
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
تیموس
sistema linfoide primario especializado del sistema inmunológico
-
غده تیموس
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " timo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "timo"
عباراتی شبیه به "timo" با ترجمه به فارسی
-
دوربین مدت پرواز
-
نیویورک تایمز
-
غده تیموس
-
سیگنال زمان
-
بلعیدن · تقلب کردن · حریصانه خوردن · دست انداختن · طعمه کردن · فریب دادن · قربانی کردن · کلاهبرداری کردن · گول زدن
-
تایمز
-
میدان تایمز
-
الگوریتم کوتاهترین جستجوی اولیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن