ترجمه "tocar" به فارسی
زدن, لمس کردن, پرماسیدن بهترین ترجمه های "tocar" به فارسی هستند.
tocar
verb
masculine
دستور زبان
Percibir por medio de la piel; utilizar el sentido del tacto. [..]
-
زدن
verbSu hermano tuvo que oírme tocar una velada entera.
يه دفعه برادرت مجبور شد تمام شبو به پيانو زدن من گوش کنه.
-
لمس کردن
verbHay veces que alguien viene y toca mis pies.
کسايي که بارها اومدن و پا منو لمس کردن.
-
پرماسیدن
-
ترجمه های کمتر
- اشاره کردن
- تماس گرفتن
- دست به کاری زدن
- كوبيدن
- نواختن
- گریز زدن به
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tocar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tocar"
عباراتی شبیه به "tocar" با ترجمه به فارسی
-
حکومت نظامی
-
قالب
-
شیپور بیدارباش
-
گیسوپوش
-
بزن به تخته
-
کلاه لبهدار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن