ترجمه "topo" به فارسی
موشهای کور, کور موش, موش کور بهترین ترجمه های "topo" به فارسی هستند.
topo
noun
verb
masculine
دستور زبان
cerote [..]
-
موشهای کور
-
کور موش
noun -
موش کور
nombre común de un grupo de roedores
Ari te dijo que tenía un topo preparado para el golpe.
آري بهت گفت که يه موش کور داره که مي تونه ضربه بزنه
-
موشكوران
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " topo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Topo
Topo (animal)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Topo" در فرهنگ لغت اسپانیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Topo در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "topo"
عباراتی شبیه به "topo" با ترجمه به فارسی
-
خيشهاي زهكشي · خیشهای زیرزمینی · گاوآهنهای زیرزمینی
-
علف مرتع · فلئوم پراتنس
-
قیمتهای حداکثر
-
موش ستارهپوزه
-
زهکشی مول
-
جنس تاتوره · جنس داتوره · داتورا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن