ترجمه "torre" به فارسی

برج, آسمانخراش, رخ بهترین ترجمه های "torre" به فارسی هستند.

torre noun feminine دستور زبان

cpu del computador; unidad central de procesamiento [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • برج

    noun

    سازه بلند

    Divisé una torre a la distancia.

    من آن برج را در دوردست تشخیص دادم.

  • آسمانخراش

    noun
  • رخ

    noun

    pieza de ajedrez

    Hermione, tú vas a ser la torre del lado de la reina.

    هرميون ، تو جاي رخ طرف وزير وايستا

  • ترجمه های کمتر

    • مجتمع مسکونی
    • کلاغ زاغی
    • کلاغ سیاه
    • کلاهبردار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " torre " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "torre"

عباراتی شبیه به "torre" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "torre" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه