ترجمه "total" به فارسی
جمع کل, فاقد صلاحیت, مجموع بهترین ترجمه های "total" به فارسی هستند.
total
adjective
noun
adverb
masculine
دستور زبان
Con todo incluido. [..]
-
جمع کل
nounEn resumidas cuentas, las cifras totales de las fuerzas navales y terrestres ascendían a dos millones trescientos diecisiete mil seiscientos diez hombres”.
بنابراین جمع کل نیروهای زمینی و دریائی که از آسیا آورده شده بود بالغ بر ۶۱۰,۳۱۷,۲ میگردد.›
-
فاقد صلاحیت
adjective -
مجموع
nounEso suma un total de muertos anuales mayor a la población de Canada.
و اینها با هم در مجموع آمار فوتی بزرگتر از جمعیت کانادا بدست می دهد.
-
ترجمه های کمتر
- مقدار
- کل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " total " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "total" با ترجمه به فارسی
-
جمع کل · مجموع
-
یونیتا
-
دوربین مساحی
-
دورگهگيري پيكري كل · دورگهگیری پیکری · هیبریداسیون پيكري · هیبریداسیون پیکری
-
ترتیب کامل
-
مدیریت کیفیت جامع
-
کل محصولات سیلوشده
-
فراموشی · نسیان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن