ترجمه "trabajar" به فارسی

کار کردن, سرشتن, ورزیدن بهترین ترجمه های "trabajar" به فارسی هستند.

trabajar verb دستور زبان

trabajar (presumiblemente muy duro) [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کار کردن

    verb

    Realizar una tarea específica empleando habilidades físicas o intelectuales.

    Aunque estaba agotado, seguí trabajando.

    هرچند کاملاً بدون انرژی بودم همچنان کار کردم.

  • سرشتن

    verb
  • ورزیدن

    verb

    Las jornadas de Abrán eran muy ajetreadas, pues tenía mucho trabajo que hacer para administrar sus rebaños y siervos.

    سارای نیز مسلّماً عهدهدار کارهایی بود که به طور سُنتی به دست زنان صورت میگرفت؛ همچون ورزیدن خمیر، پختن نان، ریستن پشم، و دوختن لباس.

  • کوس

    noun proper

    عکس لخت میدی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " trabajar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "trabajar" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "trabajar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه