ترجمه "trilla" به فارسی
خرمنکوبیکردن, بالماهيان, بزماهی بهترین ترجمه های "trilla" به فارسی هستند.
trilla
noun
verb
feminine
دستور زبان
sendero o camino improvisado
-
خرمنکوبیکردن
-
بالماهيان
-
بزماهی
-
ترجمه های کمتر
- شاهماهي سرخ
- ماهیان گورنارد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " trilla " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن