ترجمه "triste" به فارسی

غمگین, افسرده, غمناک بهترین ترجمه های "triste" به فارسی هستند.

triste adjective masculine دستور زبان

persona inadaptada [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • غمگین

    adjective

    Que se siente incómodo mentalmente cuando algo falta o está mal.

    Cuando me desperté estaba triste.

    بیدار که شدم غمگین بودم.

  • افسرده

    adjective

    Y recordó aquella conversación décadas atrás, cuando se encontraba tan triste.

    و اون مکالمه ی دهها سال پیش رو به یاد آورد، وقتی به شدت افسرده بود.

  • غمناک

    adjective

    Y el sueño de ser escritora era realmente algo como una piedrecita, triste en la garganta.

    و رؤیای نویسنده شدن واقعاً مثل یه سنگ کوچولوی غمناک توی گلوی من بود.

  • ترجمه های کمتر

    • تسلی ناپذیر
    • دلتنگ کننده
    • دژم
    • رقت انگیز
    • غمزده
    • محزون
    • مسبب ناراحتی
    • ملالت انگیز
    • پریشان کننده
    • کدر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " triste " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "triste"

عباراتی شبیه به "triste" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "triste" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه