ترجمه "tronco" به فارسی

تنه, تنهها, تنه (گیاهشناسی) بهترین ترجمه های "tronco" به فارسی هستند.

tronco noun masculine دستور زبان

expresión para dirigirse a un hombre [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنه

    noun

    segmento central del cuerpo de los animales

    Y se ancla a la arena inflando un globo al final de su tronco.

    و خودش را به ماسه متصل می کند بوسیله باد کردن بادکنکی در انتهای تنه خودش.

  • تنهها

  • تنه (گیاهشناسی)

    elemento estructural principal de un árbol

  • ترجمه های کمتر

    • تنه درخت
    • تنهها (درخت)
    • تنههاي درخت
    • مخروط ناقص
    • هرم ناقص
    • کَنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tronco " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "tronco"

عباراتی شبیه به "tronco" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tronco" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه