ترجمه "turismo" به فارسی

گردشگری, اتومبیل, جهانگردی بهترین ترجمه های "turismo" به فارسی هستند.

turismo noun masculine دستور زبان

coche pequeño usado principalmente para conducir en la ciudad [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • گردشگری

    noun

    conjunto de fenómenos relacionados con el desplazamiento temporal de las personas [..]

    Incluso hemos inventado una nueva forma de turismo.

    ما حتی شکل جدیدی از گردشگری را ابداع کردیم.

  • اتومبیل

    noun
  • جهانگردی

    noun

    Otras se centran en el cuidado de la salud, el turismo, la ingeniería, y otros campos.

    دیگران بر روی مراقبتهای بهداشتی، جهانگردی، مهندسی سایر رشته ها متمرکز هستند.

  • ترجمه های کمتر

    • خودرو
    • خودرو سواری
    • سیاحت
    • ماشین خودرو
    • گشتگرى
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " turismo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "turismo"

عباراتی شبیه به "turismo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "turismo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه