ترجمه "umbral" به فارسی
آستانه, جشن فارغ التحصیلی, قزلآلاي جويباري بهترین ترجمه های "umbral" به فارسی هستند.
umbral
noun
masculine
دستور زبان
Plano inclinado que une el nivel del pavimento al nivel de la puerta de ingreso. [..]
-
آستانه
nounLímite más allá del cual un cierto evento puede o ya no puede ocurrir. [..]
Las estrellas van a crear las condiciones de habitabilidad para pasar dos nuevos umbrales.
ستاره ها شرایط گلدیلاک رو پدید می آورند برای گذشتن از دو آستانه جدید.
-
جشن فارغ التحصیلی
noun -
قزلآلاي جويباري
-
ترجمه های کمتر
- قزلآلاي درياچهاي
- قزلآلای سالمون
- ماهیان آزاد شکمسرخ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " umbral " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Umbral
-
آستانه
noun properLas estrellas van a crear las condiciones de habitabilidad para pasar dos nuevos umbrales.
ستاره ها شرایط گلدیلاک رو پدید می آورند برای گذشتن از دو آستانه جدید.
عباراتی شبیه به "umbral" با ترجمه به فارسی
-
آستانههاي صدمه اقتصادي · سطوح آسیب اقتصادی
-
آستانههای اقتصادی
-
آستانه دردناکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن