ترجمه "un" به فارسی
یک, يک, يِک بهترین ترجمه های "un" به فارسی هستند.
un
adjective
Article
masculine
دستور زبان
Uno; calquier ejemplo indefinido de (artículo indefinido). [..]
-
یک
nounUna característica de este nuevo auto es que el motor no partirá si lo conduce un borracho.
یک وجهمشخصهی این خودروی جدید این است که اگر فرد مستی بخواهد رانندگی کندد، موتورش روشن نمیشود.
-
يک
Esto es una cueva.
اين يک غار است .
-
يِک
-
ترجمه های کمتر
- ی
- یه
- یه -ی
- یِک
- یک -ی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " un " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "un"
عباراتی شبیه به "un" با ترجمه به فارسی
-
آمبولانس خبر کن
-
حیله زدن
-
طراحی محصول نوآورانه
-
بیشینه و کمینه
-
تیر خوردم
-
فن - آت (fan-out)
-
روزی از روزها · روزی روزگاری · یکی بود یکی نبود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن