ترجمه "uso" به فارسی
استفاده, رسم, عادت بهترین ترجمه های "uso" به فارسی هستند.
uso
noun
verb
masculine
دستور زبان
Explicación de la utilización de una expresión. [..]
-
استفاده
nounServirse de un comportamiento, técnica, expresión, etc. para lograr un fin, alcanzar un objetivo o similar. [..]
Se dice que él puede hablar sin usar notas.
میگویند او میتواند بدون استفاده از نوشته سخنرانی کند.
-
رسم
nounAquí uso un algoritmo de procesamiento para pintar las frecuencias
در اینجا من از یک الگوریتم برای رسم
-
عادت
nounMe estoy acostumbrando a usar esto. Aprendo lenguaje de señas.
بهشون عادت کردم ، براي کلاس هاي آواز و اين چيزا.
-
ترجمه های کمتر
- کاربرد
- سررسید
- سود سرمایه
- مدت
- مصرف
- معتاد به
- پوشاک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " uso " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "uso" با ترجمه به فارسی
-
بهكاربری لاشه
-
مقررات بهره گیری مورد استفاده - AUP
-
بد رفتاری
-
استفاده منصفانه
-
بهرهبرداری چندگانه اراضی · بهرهبرداری چندگانه زمین · کاربری چندگانه
-
جنگلداری چندگانه · جگلداري چندمنظوره
-
كاربردهاي زينتي · کاربردهای تزیینی
-
ارزش کاربردی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن