ترجمه "vaca" به فارسی
گاو, ماده گاو, ماده بهترین ترجمه های "vaca" به فارسی هستند.
vaca
noun
feminine
دستور زبان
mujer gorda de senos grandes [..]
-
گاو
nounanimal bovino, hembra del toro [..]
Hasta ahora jamás he visto una vaca de verdad.
تا منون من یک گاو واقعی ندیدم.
-
ماده گاو
noun -
ماده
adjective nounYo seré la parte de atrás de una vaca.
من قراره پايين تنه ي گاو ماده بپوشم
-
ترجمه های کمتر
- گاوماده
- گاوهای ماده
- مادهگاو
- گا
- گو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vaca " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "vaca"
عباراتی شبیه به "vaca" با ترجمه به فارسی
-
طويلههای گاو · محل نگهداري گاو · گاودانیها
-
جنس شمشیری · سانسویریا
-
گاو شیری
-
لوبيا مرمري · لوبيا چشمبلبلي · لوبياهاي كاستيلا · لوبیاهای چشمبلبلی
-
شیر گاو
-
آنسفالوپاتی اسفنجیشکل گاوی · بي.اس.اي · بيماري جنون گاوي
-
لوبيا مرمري · لوبيا چشمبلبلي · لوبياهاي كاستيلا · لوبیاهای چشمبلبلی
-
لوبيا مرمري · لوبيا چشمبلبلي · لوبياهاي كاستيلا · لوبیاهای چشمبلبلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن