ترجمه "vegetal" به فارسی
سبزی, سبزيجات, نباتی بهترین ترجمه های "vegetal" به فارسی هستند.
vegetal
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Persona con daño cerebral grave o que está en un estado vegetativo persistente. [..]
-
سبزی
nounAhora, para un vegetal, mi apartamento tiene que ser tan foráneo como el espacio exterior.
برای یک گیاهی سبزی، آپارتمانم میبایستی بعنوان یک فضای خارجی باشه. آپارتمانم میبایستی بعنوان یک فضای خارجی باشه.
-
سبزيجات
Planta herbácea con partes utilizadas como alimento.
Usando una coloración de frutas y vegetales pueden crearse motivos naturales.
با استفاده از رنگ سبزيجات و ميوه ها، نقش های طبيعي خلق می شوند.
-
نباتی
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vegetal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "vegetal"
عباراتی شبیه به "vegetal" با ترجمه به فارسی
-
فیزیولوژی گیاهی
-
علوم گیاهی
-
عصارههای گیاهی
-
اکولوژی گیاهی · بومشناسی گیاهی · گياهجامعهشناسي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن