ترجمه "velo" به فارسی
روسری, نقاب, تور بهترین ترجمه های "velo" به فارسی هستند.
velo
verb
noun
دستور زبان
Tela que se utiliza para cubrir la cabeza.
-
روسری
nounپوششی زنانه که ممکن است به منظور رعایت حجاب اسلامی، گرما، تمیزی و یا برای زیبایی پوشیده شود
Específicamente, cuando empecé a portar el velo en la cabeza llamado hiyab.
بخصوص وقتی روسری سر کردن را به عنوان حجاب شروع کردم.
-
نقاب
nounNo es que el espíritu de Jo esté detrás de un velo que levantamos y aparece mágicamente.
فکر نکن مثلا روح لیلی پشت نقاب ـه و ما نقاب رو بر میداریم و اون ظاهر میشه
-
تور
nounTal vez una flor o un trozo de velo.
شايد با يه گل يا يه تور يا همچين چيزي.
-
ترجمه های کمتر
- شبکه
- مه خفیف
- نقاب (ابهامزدایی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " velo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "velo" با ترجمه به فارسی
-
بادبان سهگوش
-
قایق بادبانی · کشتی بادبانی
-
سایشی نرمکامی بیواک
-
خیشومی نرمکامی
-
اپورتونیست · بوقلمون · فرصت طلب
-
نرمکام
-
انفجاری نرمکامی واکدار
-
دینگی بادبانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن