ترجمه "vez" به فارسی
بار, دفعه, مرتبه بهترین ترجمه های "vez" به فارسی هستند.
vez
noun
feminine
دستور زبان
Evento particular que pertenece a una serie de eventos similares.
-
بار
nounTom vino por primera vez a Japón cuando tenía tres años de edad.
تام اولین بار وقتی سه ساله بود، به ژاپن آمد.
-
دفعه
Uds. pueden empezar donde quieran, esta vez elegí Tierra.
با هر چیزی میتونید شروع کنید، من این دفعه زمین رو انتخاب کردم.
-
مرتبه
Pasó dos veces más en nuestra luna de miel.
دو مرتبه دیگر در ماه عسل این اتفاق افتاد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vez " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vez" با ترجمه به فارسی
-
روزی از روزها · روزی روزگاری · یکی بود یکی نبود
-
بعضی وقتها · گاهی
-
روزی از روزها · روزی روزگاری · یکی بود یکی نبود
-
به جای
-
شاید · شایَد · ممكن · گاس · گويا
-
هر از گاهی · گاه به گاه · گهگاه
-
از نو · باز · دوباره · دگربار
-
یک بار دیگر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن