ترجمه "viejo" به فارسی
باستانی, پیر, قدیمی بهترین ترجمه های "viejo" به فارسی هستند.
viejo
adjective
noun
masculine
دستور زبان
papá y mamá [..]
-
باستانی
adjective -
پیر
adjective"El viejo y el mar" es una novela de Hemingway.
"مرد پیر و دریا" رمان همینگوی است.
-
قدیمی
adjectiveLa vieja cabaña tenía sólo una cama, así que todos hacíamos turnos para dormir en ella.
آن کلبهی قدیمی فقط یک تخت داشت. بنا بر این، به نوبت روی آن میخوابیدیم.
-
ترجمه های کمتر
- kohne
- دیرین
- پیرمرد
- پیشین
- کهن
- pir
- بوی ناگرفته
- بیات
- سابق
- سفید
- قبلی
- مبتذل
- مسن
- منسوخ
- پير
- پيرمرد
- کهنسال
- کهنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " viejo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "viejo"
عباراتی شبیه به "viejo" با ترجمه به فارسی
-
سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه
-
ساحره · مادربزرگ
-
ساحره · مادربزرگ
-
آندورا لاولا
-
ساحره · مادربزرگ
-
پیرمرد و دریا
-
جمعيت سالخورده · سالخورده · سالمند · شهروندان سالخورده · فرد مسن · مسن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن