ترجمه "vigilar" به فارسی
بازرسی کردن, نظارت کردن بهترین ترجمه های "vigilar" به فارسی هستند.
vigilar
verb
دستور زبان
Mantener a alguien o algo seguro o prevenir que alguien o algo le ocasione daño. [..]
-
بازرسی کردن
-
نظارت کردن
verbCaminaba con Wu Qing vigilando un cargamento...
داشتم با " وو کين " قدم مي زديم و يه محموله رو نظارت ميکرديم...
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vigilar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن