ترجمه "virgen" به فارسی
دست نخورده, دوشیزه, استفاده نشده بهترین ترجمه های "virgen" به فارسی هستند.
Mujer que nunca ha tenido relaciones sexuales. [..]
-
دست نخورده
adjectiveBosques vírgenes en cientos de kms a la redonda.
صدها مايل جنگل دست نخورده ، درخت ماهون.
-
دوشیزه
nounMujer que nunca ha tenido relaciones sexuales.
¿Por qué se llama a Tiro “la virgen hija de Sidón”, y cómo cambiará su situación?
چرا صور «دوشیزه» و «دختر صیدون» نامیده میشود و موقعیت آن چگونه تغییر خواهد کرد؟
-
استفاده نشده
adjective
-
ترجمه های کمتر
- بافضیلت
- باکره
- دوشیزه ای
- عفیف
- پاکدامن
- پرهیزکار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " virgen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Representación de María, madre de Jesús, bajo la forma de un cuadro estatua, icono, etc.
"Virgen" در فرهنگ لغت اسپانیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Virgen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "virgen" با ترجمه به فارسی
-
جنگلهاي اوليه · جنگلهاي بومي · جنگلهاي طبيعي · جنگلهای بکر
-
آنگادا · تورتولا · جزاير ويرجين · جزاير ويرجين آمريكا · جزایر ویرجین ایالات متحده · جزایر ویرجین بریتانیا · سنت تاماس · سنت جان · سنت كرويكس · ويرجين گوردا
-
خاکهای بکر
-
مريم باكره · مریم عذرا
-
باکره فاطیما
-
زمین بکر
-
جزایر ویرجین بریتانیا
-
جزایر ویرجین بریتانیا