ترجمه "vital" به فارسی
سرزنده, ضروري, فنری بهترین ترجمه های "vital" به فارسی هستند.
vital
adjective
دستور زبان
Que se necesita para un propósito o por una razón.
-
سرزنده
adjective -
ضروري
Que se necesita para un propósito o por una razón.
Los muros son vitales para la sociedad moderna.
آره ، درسته ديوارها توي جامعه امروزي خيلي ضروري هستن
-
فنری
adjective -
پر نیرو
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vital " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vital" با ترجمه به فارسی
-
آمار حیاتی · آمار زیستی
-
علائم حیاتی
-
بیوتوپها · زیستجایها
-
تاريخچه زندگي · چرخه حیات · چرخه زندگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن