ترجمه "vivienda" به فارسی
آپارتمان, خانه, خانهسازی بهترین ترجمه های "vivienda" به فارسی هستند.
vivienda
noun
feminine
دستور زبان
Cualquier espacio cerrado utilizado entera o parcialmente para ser utilizado para vivir, dormir, cocinar y comer. [..]
-
آپارتمان
nounAl principio se les hizo difícil encontrar empleo. Además tuvieron que cambiarse de vivienda en varias ocasiones.
در ابتدا یافتن کار دشوار بود و بارها مجبور بودند از آپارتمانی به آپارتمان دیگر بروند.
-
خانه
nounPor lo tanto, sería imprudente cualquier plan para compartir vivienda que pueda dar lugar a tentaciones inmorales.
برای نمونه، ممکن است چند مسیحی در یک خانه زندگی کنند.
-
خانهسازی
¿Podrían ser los signos de armamento o vivienda?
آیا برخی از نشانهها میتوانند نشانههای جنگافزاری یا خانهسازی باشند؟
-
ترجمه های کمتر
- مسکن
- اقامتگاهها
- خانهها
- مستغلات
- مقر
- ملک استیجاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vivienda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "vivienda"
عباراتی شبیه به "vivienda" با ترجمه به فارسی
-
نيازهاي خانهسازي
-
سنجش انرژی خانگی
-
بخش ساختمان مسكوني
-
خانهسازی روستایی
-
مسکن عمومی
-
تعاونيهاي مسكن
-
پنتهاوس (آپارتمان)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن