ترجمه "vocal" به فارسی

واکه, صدادار, عضو هیئت بهترین ترجمه های "vocal" به فارسی هستند.

vocal adjective noun masculine feminine دستور زبان

Una letra que indica un sonido de la voz producida por la vibración de la laringe modificada por una apertura más o menos grande de la boca. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • واکه

    sonido de una lengua natural

  • صدادار

    noun

    Con el caño de un arma en la boca se habla sólo en vocales.

    وقتي يه لوله ي تفنگ بين دندون هاته فقط مي توني با حروف صدادار حرف بزني.

  • عضو هیئت

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vocal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "vocal" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vocal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه