ترجمه "volumen" به فارسی
حجم, جلد, بلندی صدا بهترین ترجمه های "volumen" به فارسی هستند.
Que tan grande es algo, cuanto espacio ocupa. [..]
-
حجم
nounmagnitud escalar definida como el espacio ocupado por un objeto en el ambiente
Cada volumen de antropología simbólica e iconografía que pude encontrar.
هر حجم در انسان شناسی نمادین و پیکرنگاری من می تواند پیدا کنید.
-
جلد
nounParte de una publicación mayor.
Inmediatamente quemaría el tercer volumen antes que deformarlo con tal mentira.
من زودتر جلد سوم را خواهم سوزاند به جای اینکه آن را با چنین دروغی از بین ببرم
-
بلندی صدا
El no reconocer estos ruidos y compensar por ellos con el volumen hará que algo, quizás un punto vital, se pierda.
اگر آنها را تشخیص ندهی و با بلندی صدا جبران نکنی، ممکن است نکتهٔ مهمی شنیده نشود.
-
ترجمه های کمتر
- تنه
- توده
- جثه
- جلد بزرگ
- دوره
- صدا
- مجلد
- محتوا
- کتاب قطور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " volumen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "volumen" با ترجمه به فارسی
-
حجم
-
تصویر لحظهای
-
انتگرال حجمی
-
حجم مولی
-
مجوز چندین نصب
-
حجم خون · حجم پلاسما
-
تنفس · تهويه ريوي · حجم تنفسي · سوخت و ساز تنفسي · نفسكشيدن
-
افشانش حجم كاهشيافته · افشانش کمحجم