ترجمه "zarpa" به فارسی
پنجه, دست, ناخن بهترین ترجمه های "zarpa" به فارسی هستند.
zarpa
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
پنجه
nounEncontré una huella de zarpa esta mañana y una vaca ha desaparecido.
امروز صبح جاي پنجه ي يه حيوون پيدا کردم و يکي از گاوها هم گم شده.
-
دست
nounMi dieta es exigente, así que mantened las zarpas apartadas de mis cosas.
من رژیم غذایی خودمو دارم پس دست به غذاهای من نزنید
-
ناخن
noun
-
ترجمه های کمتر
- پاشنه
- پاشنه پا
- پنجول
- چنگ
- چنگال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zarpa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "zarpa"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن