ترجمه "õli" به فارسی

روغن, روغن بهترین ترجمه های "õli" به فارسی هستند.

õli noun Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • روغن

    noun

    Mehel tuli meelde, et tal on natuke õli, mida ta oli nõiarohuna kasutanud.

    آن مرد به یاد آورد که مقداری روغن داشت که از آن بعنوان طلسم استفاده کرده بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " õli " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Õli
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • روغن

    noun

    توضیع مختصر

    Õli ja vilja on vähe, hinnad on kõrged.

    روغن و گندم کمیاب شدن و قیمت هام سرسام آور شدن

عباراتی شبیه به "õli" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "õli" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه