ترجمه "Elu" به فارسی
زندگی, زندگی, حیات بهترین ترجمه های "Elu" به فارسی هستند.
Elu
-
زندگی
nounElu on nagu teekond ning noorus on aeg pidada plaani, milline tee valida.
زندگی همچون یک سفر است و سن جوانی بهترین زمان برای برنامهریزی است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Elu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
elu
noun
دستور زبان
-
زندگی
nounمتضاد مرگ
See aitab tagada meile elu, mis on tõeline elu uues õiglases maailmas.
کمکی است در تضمین زندگی به ما، زندگیی واقعی که در دنیای جدید مملو از عدالت خواهد بود.
-
حیات
nounMitte ükski katse pole toonud elutust ainest esile elu.
هیچ آزمایشی تاکنون از مادهٔ بیجان حیات تولید نکرده است.
-
زندگانی
nounMu vennad ja õed! Meil on elus kiusatusi, katsumusi ja väljakutseid.
برادران و خواهران من، در زندگانی هایمان وسوسه هائی خواهیم داشت؛ ما آزمایشات و چالش هائی خواهیم داشت.
-
ترجمه های کمتر
- زِندِگی
- zendegi
- زنده
- زیست
- هستی
عباراتی شبیه به "Elu" با ترجمه به فارسی
-
زندگی دیگران
-
زنده
-
درخت زندگی (زیستشناسی)
-
پیدایش حیات
-
زیست فرازمینی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن