ترجمه "Harjumus" به فارسی
عادت, عادت بهترین ترجمه های "Harjumus" به فارسی هستند.
Harjumus
-
عادت
nounHarjumus lugeda Piiblit iga päev aitab meil seda tuld endas alal hoida.
اگر مطالعهٔ روزانهٔ کتاب مقدّس را عادت خود سازیم، این آتش را در خود شعلهور نگاه میداریم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Harjumus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
harjumus
-
عادت
nounKui sa elad kellegagi koos, saab sellest harjumus.
وقتي با يه نفر زير يه سقف زندگي ميکني ، برات عادت ميشه.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن